تبليغاتX
ملیت

 

مركز اطلاع‌رسانی حزب حیات آزاد كردستان PJAK طی اطلاعیه‌ای که در اختیار رسانه‌های عمومی قرار داد، آمار درگیرهای انجام شده در نتیجه حملات سپاه پاسداران رژیم اسلامی ایران اعلام کرد.
در اطلاعیه آمده است آمار درگیری‌های صورت گرفته در نتیجه حملات جمهوری اسلامی ایران به PJAK و توپ‌باران مرزهای جنوب كردستان طی ماه آگوست 2007 كنسپت سیاسی ـ نظامی جدیدی علیه خلق كرد و جنبش آزادی‌خواهی و دستاوردهای خلقمان در جنوب كردستان از جانب ائتلاف تركیه ـ سوریه ـ ایران و همزمان به شیوه‌ای جداگانه در عراق به پیشاهنگی نوری‌المالكی در جنوب كردستان آغاز شده است.
هدف اصلی این سیاست از بین‌بردن كلیه امكانات چاره‌یابی دمكراتیك مسئله كرد در خاورمیانه و به عبارتی؛ تداوم سیاست‌های انكار و امحای خلق كرد می‌باشد. اپراسیون‌های ارتش تركیه در شمال و جنوب كردستان و همزمان حملات تروریستی انجام گرفته علیه كردهای ایزدی در شنگال، به شكلی گسترده تداوم می‌یابد.
جمهوری اسلامی ایران نیز بعنوان هم‌پیمان در این كنسپت، در ماه آگوست بیشتر خطوط مرزی جنوب كردستان را بمباران كرده و در شرق كردستان نیز بر اپراسیون‌هایش علیه گریلاهای PJAK و در همه عرصه‌های اجتماعی افزوده است.
PJAK در ادامه می‌افزاید در چارچوب دفاع مشروع با این حملات مقابله نموده و پاسخ لازم را به آن داده است. نتیجه درگیری‌های صورت گرفته در ماه آگوست به صورت ذیل می‌باشد:
ـ نواحی‌ای از مرزهای جنوب كردستان كه از طرف جمهوری اسلامی ایران مورد آتش‌بار توپ‌خانه قرار گرفته اند: خواكورك، خنیره، لولان، كیله‌شین، حاجی‌عمران، میرگه‌سیر، دره شیخ‌عایشه، مرز امیرآباد سردشت، زله، كوهستان‌های آسوس، مرز پنجوین و كوه سورین.
ـ در نتیجه توپ‌باران‌های صورت گرفته؛ یك كودك در خنیره، یك زن در مرز قلادزه و سه نفر از اهالی منطقه آسوس زخمی شدند.
ـ همچنین تعدادی از خانه‌های روستاییان و سیاه‌چادر عشایر در ییلاق‌ها آسیب‌های فراوانی متحمل شده‌اند.
ـ حدود 2000 خانوار از روستاها و ییلاق‌های منطقه مجبور به ترك خانه و كاشانه و مناطق مسكونی خود شده‌اند. روستاهای مناطق قندیل تخلیه شده‌اند.
ـ در اكثر مناطق مذكور؛ جنگل‌، باغ و باغچه و زمین‌های كشاورزی سوخته و شمار فراوانی دام تلف شده و در نتیجه ضرر و زیان فراوانی به مردم وارد شده است.
ـ جمهوری اسلامی ایران به قصد گذر از مرز و ورود به جنوب كردستان و حمله به گریلاهای PJAK، 13 اپراسیون گسترده را انجام داده است.
ـ در درگیری‌هایی كه در مناطق مرزی و سایر مناطق از جانب گریلاهای PJAK و با هدف دفاع و مقابله به مثل صورت گرفته‌اند؛ شمار كشته‌های نیروهای سپاه پاسداران: 103 پاسدار و 5 فرمانده جاش به اسامی ( عمر ده وزنه‌ای در كامیاران، خسین باپیر وجمال پیروتی در پیرانشهر، فرمانده جاشی از بوكان، فرمانده جاشی از منطقه آستنگی واقع در مرز شرق و شمال كردستان ) و شمار زخمیان نیروهای دولتی 31 نفر می‌باشد.
ـ یك فروند هلیكوپتر، یك دستگاه بولدزر، 6 دستگاه خودروی نیروهای سپاه پاسداران منفجر و منهدم شده‌اند.
ـ در مناطق اشنویه، پیرانشهر، سردشت، مرگور و سلماس؛ سربازان فرماندهان و خودروهای جنگی تركیه رویت شده كه همراه با نیروهای سپاه پاسداران در اپراسیون‌ها شركت كرده‌اند.
ـ تجمع و استقرار نیرو و سلاح سنگین از جانب نیروهای سپاه پاسداران در تمامی مرزهایی كه بدان اشاره شد، همچنان ادامه دارد.
لازم به ذكر می‌باشد كه گریلاهای PJAK، در درگیری‌های انجام گرفته هیچ زیان جانی متحمل نشده‌اند.

+ نوشته شده توسط در Wed 25 Jun 2008 و ساعت 20:18 |

جانشین انجمن رهبری کوما جواک کردستان KCK، جمیل بایک، در مورد حمله و نقشه دولت‌های ترکیه، رژیم اسلامی ایران و سوریه علیه مردم کرد، که در هفته‌های اخیر گسترش یافته است، طی مصاحبه‌ای مطبوعاتی با روزنامه آزادی ولات به تشریح سیاست این حکومت‌ها پرداخت.
بایک با اشاره به این موضوع که سوریه و رژیم اسلامی ایران با سرپرستی و سازماندهی ترکیه علیه مردم کرد جنگ سیستماتیکی را آغاز کرده‌اند، گفت: خطر بزرگی مردم کرد را تهدید می‌کند و قتل عام مردم کرد ایزدی در شنگال جنوب کردستان و نیز حملات توپخانه‌ای ترکیه و ایران، گواه این مسئله هستند.
جمیل بایک افزود، حاکمان غاصب کردستان، در صدد تخیله و عملی ساختن سیاست کردزدایی در نوار مرزی ایران – عراق و عراق – سوریه و شمال کردستان هستند و برای این منظور، نه تنها روابط نظامی، اقتصادی و سیاسی خود را محکم‌تر کرده بلکه آنها را گسترش بیشتری می‌دهند.
بایک ضمن اینکه توافقات گذشته این سه کشور علیه مردم کرد را برشمرد، گفت: هر گاه این سه کشور نشستی که اساس آن بر علیه مردم کرد بوده، انجام داده‌اند، مردم کرد متحمل زیان و خسارات بزرگی شده است.
وی در ادامه افزود بعلت عدم اتحاد و ایجاد تفرقه در بین نیروهای کرد نیز، همواره این مشکلات تکرار شده است، لذا طیف‌های مختلف کرد باید با هوشیاری با این سیاست‌ها برخورد کنند و مردم کرد نیز با اعتراض عمومی و اتحاد و یکپارچه‌گی علیه این سیاست‌ها مقاومت و مباره کنند.
در خاتمه جمیل بایک، بار دیگر بر این موضع تاکید داشت که بایستی توده‌ها و نیروهای کرد، سازماندهی شوند و تنها از این طریق می‌توان، سیاستها و تلاشهای ضد دمکراتیک این حکومتها را خنثی نمود.
وی اظهار داشت که اینگونه تدابیر ضد بشری،حتی دیگر جوابگوی منافع این رژیم‌ها را نیز نمی‌باشد و نه تنها در نتیجه این اعمال هر دو طرف متضرر خواهند شد، بلکه سودی هم برای هیچکس در بر نخواهد داشت، لذا باید این دولتها گام‌های صلح‌طلبانه مردم کرد را با دیدی مثبت بسنجند، زیرا حل مسالمت‌آمیز مسئله کرد، نه فقط برای کردها، بلکه برای تمامی خلق‌ها در منطقه سودمند خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده توسط در Wed 25 Jun 2008 و ساعت 20:13 |
سپاه پاسداران اعلام کرد تهديد هفته قبل گروه پژاک در خصوص انتقال درگيري هاي نظامي به تهران، در ‏صورت ادامه حملات به پايگاه هاي اين گروه در کوهستان قنديل را جدي گرفته است. از ديد اين سپاه احتمال دارد ‏گروه پژاک سلاح هاي سنگين و موشک هاي پيشرفته اي در اختيار داشته باشد.‏

يک هفته قبل خبرگزاري فرانسه به نقل از روناهي احمد، عضو دفتر سياسي پژاک خبر داد که اگر نيروهاي ‏نظامي جمهوري اسلامي به حملات و بمباران مواضع آنان در ارتفاعات وکوههاي صعب‏‎ ‎العبور قنديل واقع در ‏کردستان عراق ادامه دهند، اين گروه نيز‎ ‎درگيري هاي نظامي را به داخل پايتخت ايران منتقل خواهند کرد.‏

سپاه پاسداران طي تحليلي که در بولتن داخلي اين نيرو ـ بصيرت ـ منتشر کرد، در خصوص تهديد اخير يکي از ‏اعضاي دفترسياسي گروه پژاک، که از آن به عنوان شاخه ايراني حزب حيات آزاد کردستان(پ.کا.کا)، نامبرده ‏مي شود تاکيد کرد: "اعلام چنين راهبردي از سوي گروه پژاک اگر چه در ظاهر ممکن است قابل اعتنا نباشد اما ‏چندين نکته قابل توجه در اين اظهارات نهفته است که نمي توان آن را ناديده انگاشت".‏

بولتن داخلي سپاه در ادامه با اشاره به مصاحبه روناهي احمد، عضو دفتر سياسي پژاک با خبرگزاري فرانسه مبني ‏براينکه "پژاک تجهيزاتي در اختيار دارد که آنها را قادر مي سازد تا تهران را هدف قرار دهند" احتمال داده که ‏اين گروه مسلح به موشک هايي با برد بالا تجهيز شده باشد: "بدون شک هدف قرار دادن تهران از سوي اين گروه ‏تروريستي که در کوه هاي قنديل در شمال عراق سنگر گرفته اند نيازمند داشتن موشک هايي با برد بالاست".‏

در اين تحليل از پژاک به عنوان گروهي ياد شده که با "عمليات پارتيزاني و بمب گذاري هاي مقطعيف موجب ‏کشته و زخمي شدن تعدادي از شهروندان ايراني شده"است. تحليل گران سپاه افزوده اند: "اعلام جنگ در سطح ‏وسيع توسط اين گروه تنها در صورتي امکان پذير است که کشور يا کشور هايي تسليحات سنگين را در اختيار آنها ‏قرار داده باشد". آن ها همچنين احتمال تجهيز پژاک را داده و نوشته اند: "در شرايط فعلي منطقه تنها آمريکا و ‏انگلستان است که داراي قدرت و امکان واگذاري تسليحات موشکي به اين گروه هستند".‏

دو دليل ديگري که سپاه پاسداران براي جدي گرفتن تهديد گروه پژاک در مورد حمله موشکي به تهران ارائه کرده ‏است "ارتباط گروه پژاک با خارج از ايران" و "سياست تفرقه قومي در ايران" عنوان شده است.‏

بولتن داخلي سپاه در خصوص ارتباط اين گروه با خارج مدعي شده که چندي پيش "عبدالرحمن حاجي احمدي" ‏سرکرده اين گروه به آمريکا سفر کرده و مورد توجه برخي مقامات آمريکايي قرار گرفته بود. در ادامه اين تحليل، ‏محل سکونت رهبر گروه پژاک آلمان عنوان و تاکيد شده: "وي داراي تابعيت آلماني است و در شهر کلن آلمان ‏سکونت دارد، اما با اين حال دولت آلمان به هيچ روي متعرض وي نشده است".‏

بولتن سپاه همچنين اتحاديه اروپا را به خاطر عدم برخورد با عبدالرحمن حاجي احمدي مورد انتقاد قرار داده و ‏نوشته: "عدم برخورد دولت آلمان و در کل اتحاديه اروپايي با گروهي که مسوليت چندين عمليات تروريستي در ‏ايران را پذيرفته است جاي تامل دارد". ‏

از جمله عمليات هايي که سپاه پاسداران به آن اشاره کرده درگيري هايي است که ميان اين نيرو و گروه پژاک طي ‏اسفند 85 در مناطق شمالغربي ايران و حومه شهر مرزي خوي رخ داد و طي آن 9 تن از اعضاي سپاه و از جمله ‏‏"سعيد قهاري فرمانده لشکر 3 ويژه شهدا" و "حنيف درستي فرمانده تيپ دوم نيروي مخصوص لشگر 3 شهدا" ‏کشته شدند. خبرگزاري هاي رسمي و قرار گاه حمزه، ابتدا علت اين حادثه را سقوط هلي کوپتر هوانيروز در حين ‏عمليات پاکسازي و درگيري با گروه پژاک عنوان کردند اما سايت خبري بازتاب 5 اسفند 85 در خبري "برخورد ‏موشك‌هاى ‏SAM-7‎‏ راموجب انفجار بالگرد" عنوان کرد و خبر داد که گروه پژاک، هلي کوپتر فرماندهان سپاه ‏را با موشک هدف قرار داده است.‏

بولتن داخلي سپاه پاسداران، سومين دليل براي جدي گرفتن تهديد اخير گروه پژاک را "سياست تفرقه قومي در ‏ايران" عنوان کرده و مدعي شده که "چندي است که اين سياست با سرعت بيشتر و راهبردي جديد از سوي کشور ‏هاي غربي به ويژه آمريکا و انگلستان دنبال مي شود". اين بولتن کشورهاي غربي را به حمايت از قوميت ها در ‏کشور متهم و ادعا کرده: "حمايت از گروه هاي تروريستي از سوي کشور هاي غربي يک روي سکه است که ‏روي ديگر آن که در واقع هدف اصلي غرب به شمار مي رود ايجاد تفرقه قومي و چند دستگي در بين مذاهب در ‏ايران به شمار مي رود".‏

‎حمله به تهران‎
اما آنچه بولتن سپاه پاسداران به عنوان تهديد جدي و قابل تامل از آن سخن گفته است، به مصاحبه هفته قبل رناهي ‏احمد يکي از اعضاي دفتر سياسي گروه پژاک مستقر در کوهستان قنديل واقع در شمال عراق مربوط است که ‏خبرگزاري فرانسه آن را مخابره کرد.‏

وي در اين مصاحبه با اشاره به اينکه "ما توان آن را داريم که‎ ‎با بمب، به نيروهاي ايراني حمله کنيم" گفته بود: ‏‏"ايران بايد بداند که ما امکانات زياد و اختيار‎ ‎وسعت عمل داريم و قادريم به مکان هاي مهم در ايران ضربه بزنيم. ‏ما نمي توانيم در‎ ‎مقابل تجاوز ايران دست بسته بنشينيم و سرکوب مذهبي را هم نمي پذيريم".‏

اين عضو هيئت رهبري پژاک ادعا کرده بود که اخيراً سازمانش حملات متعددي عليه نيروهاي دولتي ايران انجام ‏داده‎ ‎‏ و گفته بود: "در ماه گذشته، مبارزان ما به خاک ايران نفوذ کرده و ده ها سرباز‎ ‎را کشته اند.در مريوان نيز ‏نيروهاي ما شش سرباز را کشته اند".‏

خبرگزاري فرانسه در گزارش خود با اشاره به اينکه گروه "پژاک" که به حزب کارگران کردستان ترکيه(پ کا ‏کا) وابستگي دارد، از سوي دولت‏‎ ‎ايران متهم به فرمان برداري از آمريکا است، از قول رناهي احمد مي نويسد: ‏‏"ما هيچ رابطه اي با آمريکا نداريم. آنها نه حمايتي از ما‎ ‎مي کنند و نه کمک مالي. منبع درآمد و معاش ما را ‏ملتمان تأمين مي کند".‏

‎تروريست نيستيم‎
کمتر از يک هفته پس از انتشار اين مصاحبه، سايت البرز نيوز که تحت نظر مرتضي صفار هرندي، عضو دفتر ‏سياسي سپاه پاسداران و برادر محمد حسين صفار هرندي وزير ارشاد اسلامي و برخي ديگر از اعضاي دفتر ‏سياسي سپاه اداره مي شود از "عقب نشيني پژاک برعليه تهران" خبر داد.‏

اين سايت غير رسمي به نقل از يک خبرگزاري كردزبان و از قول آگرين شاهو، از‎ ‎اعضاي ارشد حزب زندگي ‏آزاد كردستان (پژاك) درباره سخنان منتسب به روناهي احمد‏‎ ‎خبر داد که: "روناهي احمد هرگز چنين سخناني ‏نگفته و از واقعيت به دور است".‏

بنابر اين گزارش آگرين شاهو تاکيد کرده: "هم اكنون در زمينه هاي تبليغاتي، سياسي و نظامي اقداماتي‎ ‎عليه پژاك ‏صورت مي گيرد وقصد دارند سيمايي تروريستي به اين گروه ببخشند ولي پژاك در‏‎ ‎چهارچوب دفاع مشروع ‏پاسخگوي هر حمله اي است".‏

اين عضو رهبري پژاک در خصوص انجام چند عمليات اخير نيز گفته است: "در‎ ‎زمان حملات توپخانه اي ايران ‏يكي از اعضاي ما به نام لوند كشته شد ولي جمهوري‎ ‎اسلامي به تماس هاي مكرر ما پاسخي نداد و حملات را ‏متوقف نكرد؛ از اين رو ما نيز در‎ ‎چارچوب دفاع مشروع چند عمليات در اورامان، كرمانشاه و مريوان انجام ‏داديم".‏

وي همچنين جمهوري اسلامي را متهم کرد قصد دارد با ايجاد ناآرامي در برخي‏‎ ‎شهرها آن را به پژاك نسبت دهد، ‏اما تاکيد کرد: "بمب گذاري در فلسفه و فكرما جايي ندارد، نه آن را‎ ‎مي پذيريم و نه اقدام به چنين عملي مي كنيم‏‎.‎‏"‏البرز نيوز به نقل از آگرين شاهو نوشته: "پژاک تنها در مناطق‎ ‎مرزي حضور ندارد و بلكه دامنه حضور ما از ‏خراسان تا ماكو، ايلام و ديگر شهرهاي ايران‎ ‎مي باشد، بطور كل پژاك يك مبارزه سياسي را در قلب ايران آغاز ‏كرده است، وحضور ما در‎ ‎مناطق مرزي نيز بدين معنا نيست كه اين مناطق را ملك شخصي كردها مي دانيم".‏

وي در خصوص اتهام ارتباط با امريکا نيز گفته است: "بازي هاي سياسي درباره مسئله كرد در قرن بيست و يك ‏نيز ادامه دارد و‎ ‎هر قيام كردها را به نوعي از منشا خارجي مي دانند‎.‎همانگونه كه پيشتر كومله و دموكرات را ‏منافق مي دانستند هم اكنون اين نسبت را‏‎ ‎به ما مي دهند".‏

+ نوشته شده توسط در Wed 25 Jun 2008 و ساعت 20:11 |

....... 
.........

... گاه

 

+ نوشته شده توسط در Mon 16 Jun 2008 و ساعت 20:19 |

 

بازی دوگانه سازمان امنيت آلمان با پژاک و سربازگيری اين سازمان در اروپا

منبع: آینه روز

 

مجله سياسی “مونيتور” که به شکل سنتی مجله ای انتقادی است و از سازمان تلويزيونی غرب آلمان(و. د. ار) بزرگترين سازمان تلويزيونی آلمان پخش می شود. گزارش داد شاخه ايرانی پ.کا.کا يعنی پژاک در آلمان و چنانچه بعدا در فيلم بر اساس ادعاهای اعضا و رهبران پژاک قابل تشخيص بود در سراسر اروپا، با همکاری مستقيم و غير مستقيم سازمان های امنيتی اروپائی بويژه سازمان امنيت آلمان به سربازگيری و فعاليت می پردازد.در حاليکه پ.کا کا در آلمان به عنوان جريان “تروريستی ” ممنوع می باشد، اما دست پژاک در “سربازگيری” باز گذاشته شده و حتی ماموران سازمان امنيت آلمان با رهبر اين جريان ديدار هم داشته اند.

 

در اين گزارش شخصی که خود را “حاجی احمدی می ناميد” و ساکن شهر کلن نيز می باشد و ظاهرا خود را “رئيس، صدر، پرزيدنت” پژاک می خواند، مدعی شد که از فعاليت کاملا آزاد در نوار مرزی ايران و عراق برخوردار بوده و نيرو های آمريکا ئی از آنها متشکرند چرا که آنان مانع نفوذ اسلاميست ها واسلاميسم می شوند.حاجی احمدی مدعی است که ژنرال های آمريکائی از اردوگاه پژاک ديدار کرده اند و دو طرف برای يک ديگر احترلم قائلند.

در ضمن در برابر سوال خبرنگار آلمانی که آنچه پژاک در اين منطقه انجام می دهد مورد تائيد آمريکائی ها است؟

 

پاسخ می دهد صد در صد.

در پايان گزارش رسانه دولتی آلمان دويچه وله از اين گزارش را در پائين می آوريم

 

عکسها از برنامه مونيتور است

 

 

ترور در ایران با موافقت مقامات آلمانی؟

دويچه وله

 

پنج‌شنبه شب (۳۱ خرداد) برنامه‌ی مونیتور شبکه‌ی ۱ تلویزیون آلمان گزارش مستندی از عملیات “حزب حیات آزاد کردستان” (پژاک) منتشر کرد. این گزارش عمدتاً به سرگذشت جوان ۲۱ ساله‌ای‌ به نام سرتان می‌پرداخت که در کنار خانواده‌اش تا ۸ ماه پیش در آلمان زندگی می‌کرده است. سرتان یک روز ناگهان ناپدید می‌شود. گزارشگران مونیتور اینک او را در شمال عراق در صف مبارزان “پژاک” یافته‌اند.

سرتان (Sertan) در مقابل دوربین توضیح داد که از جانب حزب کارگر کردستان ترکیه (PKK) برای مبارزه در کردستان ایران ترغیب شده است. وی پس از اعلام آمادگی برای همکاری با این حزب، ابتدا ۳ ماه در یکی از اردوگاه‌های پژاک در بلژیک زندگی کرده، سپس به کردستان عراق منتقل شده و در آنجا به آموزش نظامی پرداخته است.

سرتان، در این برنامه تفنگ به دست از عملیات غرور آمیز خود و یارانش صحبت می‌کرد، و اینکه اخیراً تنها در یک حمله بیش از ۱۳ سرباز ایرانی را به قتل رسانده‌اند.

عبدالرحمان حاجی احمدی‌‌، رهبر پژاک نیز در مقابل دوربین ظاهر شد. او از ۴۳ سال پیش تا کنون در آلمان زندگی می‌کند و تابعیت آلمانی دارد. از گفته‌های حاجی احمدی چنین برمی‌آید که مقامات اطلاعاتی و امنیتی آلمان با او درتماسند و از فعالیت‌های او و حزبش آگاهند. بخشی از این فعالیت‌ها، تبلیغ و “سربازگیری” برای پژاک در آلمان، و مبارزه‌ی مسلحانه در مناطق مرزی ایران است.

گزارشگران مونیتور به کردستان عراق رفته و از کلاس‌های آموزشی و تمرین‌های جنگجویان پژاک نیز فیلمبرداری کرده بودند. در “کلاس درس” تعداد زیادی زن و مرد جوان نشسته بودند و به سخنان معلم خود با اشتیاق گوش می‌دادند. معلم از شجاعت و شهامت آنان سخن می‌راند و اینکه مبارزه‌ی آنان ثمر بخش خواهد بود.

به گفته‌ی سرتان اکثر این جنگ‌آموزان از کشورهای اروپای غربی به اردوگاه آمده‌اند؛ از آلمان، سوئد، نروژ، فرانسه …

به گزارش مونیتور، “سربازگیری” پژاک در آلمان تا کنون با مخالفت مقامات آلمانی مواجه نشده و قوه‌ی قضائیه تاکنون واکنشی نشان نداده است.

هانس کریستیان اشتروبله (Hans-Christian Ströbele) از سران حزب سبزها، از اهمال‌کاری مقامات سخن می‌گفت و اینکه مقامات قضایی آلمان، قانوناً موظفند  در چنین مواردی واکنش نشان دهند.

 

حزب پژاک

پژاک شاخه‌ای از حزب کارگر کردستان ترکیه (PKK) محسوب می‌شود. در گزارش مونیتور نیز عبدالله اوجالان، رهبر  PKK‌، در اردوگاه پژاک در یک قاب عکس حضور دارد. PKK در اروپا و آمریکا به عنوان یک گروه تروریستی شناخته شده  و فعالیت آن ممنوع است.

به گزارش روزنامه‌ی “تاگس تسایتونگ” (Tageszeitung)، دولت ایالات متحده از پژاک به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد بی‌ثباتی در ایران استفاده می‌کند.

حاجی احمدی‌‌‌، رهبر پژاک این ادعا را رد می‌کند اما معتقد است که حزب او برای آمریکا “مثبت” است.

 

فرق سرتان و مراد

گرداننده‌ی مونیتور در پایان این گزارش تذکر کوتاهی در مورد رفتار دولتهای آلمان و ایالات متحده‌ی آمریکا با مراد کورناتس (Murat Kurnaz) داد. وی با تذکرش این سؤال را در ذهن بیننده بوجود می‌‌‌‌آورد که آیا برای مقامات آلمانی کشتن سربازان ایرانی مجاز است اما کشتن سربازان آمریکایی مجازاتی سنگین دارد؟

کورناتس، یک آلمانی ترک‌تبار، در ژانویه ۲۰۰۲ به عنوان تروریست در پاکستان دستگیر شد و بیش از ۴ سال در زندان گوانتانامو به سر برد. او در این مدت مورد شکنجه‌های جسمی و روحی قرار گرفت.

دولت آلمان در بازجویی کورناتس، با مقامات آمریکایی رابطه‌ای تنگاتنگ داشت. کورناتس مدعی شده که بازجویان آلمانی وی را برای اقرار شکنجه کرده‌اند.

دولت آلمان این ادعا را رد کرده است.

+ نوشته شده توسط در Sun 13 Apr 2008 و ساعت 22:43 |

ایوب گنجی پیدا شد !!

  جمعه 19 بهمن ماه 1386 بعد از نماز صبح استاد گنجی پیدا شدند. اما چه پیداشدنی؟!!!خانواده ایشان، خبر پیداشدن استاد گنجی را تایید کردند و به ما اطلاع دادند که استاد کسی را نمی شناسد و حافظه خود را از دست داده و به احتمال زیاد بعد از شکنجه‌های زیاد شستشوی مغزی شده‌اند.

استاد گنجی قبل از ربوده شدن

m. ganji

استاد گنجی بعد از پیداشدن

m. ganji

m.ganji

عكسهاي جديد از ماموستا ايوب گنجي بعد از ناپديد شدن .

شخصي ناشناس كه مسئوليت انتشار وصيت نامه ماموستا ايوب گنجي را به عهده گرفته است دو عكس زير را به وب سايت سلفي ارسال نموده و ياداور شده اند اين عكس در بيمارستان از ماموستا گنجي گرفته شده است.

      ايوب گنجي

 
+ نوشته شده توسط در Sat 16 Feb 2008 و ساعت 11:33 |

 ماموستا گنجی نیازمند دعای مردم

حال ماموستا ایوب گنجی رو به بهبودی است . به گزارش اختصاصی وب سایت سلفی استاد گنجی از لحاظ جسمی مشکل حادی ندارد ، ایشان در ابتدای ازاد شدن کسی را نمیشناخت اما الان نزدیکان خود و معدود افراد دیگری را به خاطر اورده است ،وی گاهآ نماز را ایستاده میخواند ایشان کم حرف میزند واکثرآ زیر لب به تسبیح وتهلیل خداوند مشغول میباشند  منزل استاد گنجی بسیار شلوغ ومردم بسیار از اکثر مناطق کردنشین بریا دیدار استاد راهی منزل ایشان در سنندج شد.اند ،

m. ganji
+ نوشته شده توسط در Sat 16 Feb 2008 و ساعت 11:30 |

نیکبخت وکیل دانشجویی که در سنندج کشته شد: خواستار کالبدشکافی مقتول هستیم





وکیل خانواده «ابراهیم لطف اللهی» دانشجوی دانشگاه پیام نور سنندج، مرگ او را در دوره بازداشت تایید کرد.«صالح نیکبخت» روز جمعه با اعلام این خبر به خبرنگار نوروز گفت: تلاش می کنم که برای کالبدشکافی حکم نقش قبر او را بگیرم. وی درباره چگونگی مرگ وی و آخرین وضعیت وی اظهار داشت: ابراهیم در تاریخ ۱۶ دی ماه سر جلسه امتحان دانشگاهی خود وحتی قبل از پایان جلسه، توسط مأموران لباس شخصی دستگیر شد. در تاریخ 18 دی ماه به خانواده وی ملاقات دادند. در جریان ملاقات، ابراهیم از ستاد پیگیری اداره اطلاعات به قرنطینه زندان عمومی منتقل شد. خانواده وی فردای آن روز با مراجعه به قرنطینه می خواسته اند برایش لباس ببرند که به آنها می گویند که ابراهیم اینجا نیست.

به نقل از سایت رکن ۴: وکیل خانواده «ابراهیم لطف اللهی» دانشجوی دانشگاه پیام نور سنندج، مرگ او را در دوره بازداشت تایید کرد.«صالح نیکبخت» روز جمعه با اعلام این خبر به خبرنگار نوروز گفت: تلاش می کنم که برای کالبدشکافی حکم نقش قبر او را بگیرم.

وی درباره چگونگی مرگ وی و آخرین وضعیت وی اظهار داشت: ابراهیم در تاریخ ۱۶ دی ماه سر جلسه امتحان دانشگاهی خود وحتی قبل از پایان جلسه، توسط مأموران لباس شخصی دستگیر شد. در تاریخ 18 دی ماه به خانواده وی ملاقات دادند. در جریان ملاقات، ابراهیم از ستاد پیگیری اداره اطلاعات به قرنطینه زندان عمومی منتقل شد. خانواده وی فردای آن روز با مراجعه به قرنطینه می خواسته اند برایش لباس ببرند که به آنها می گویند که ابراهیم اینجا نیست.

نیکبخت ادامه داد: روز 25 دی ماه بار دیگر از ستاد پیگیری با «اسماعیل لطف اللهی» برادر ابراهیم، تماس می گیرند و از وی می خواهند به زندان مراجعه کند که وی حاضر به رفتن نمی شود. در نتیجه، پدر و مادر و داماد آنها به آن ستاد مراجعه می کنند. در آنجا از سوی یک مأمور امنیتی به خانواده ابراهیم گفته می شود که فرزند شما خودکشی کرده و می توانید جسد او را در «بهشت محمدیه» (گورستانی در سنندج) تحویل بگیرید.

به گفته وکیل خانواده لطف اللهی، آنان ساعت 7 بعدازظهر به محل گورستان می رسند که در آنجا با چندین اتومبیل نیروی انتظامی و تعداد قابل توجهی مأمور مواجه می شوند. مأموران به آنها می گویند از ساعت 6 بعد از ظهر تا 7 صبح امکان دفن وجود ندارد و شما فردا صبح قبل مراجعه کنید. در جریان این مراجعه، اجازه دیدن جسد هم به خانواده ابراهیم داده نشده است.

نیکبخت افزود: صبح روز 26 دی ماه قبل از ساعت 7 صبح، خانواده لطف اللهی بار دیگر به گورستان مراجعه می کنند، اما به آنها گفته می شود که فرزندشان ساعت 11 شب گذشته دفن شده و قبر را به آنها نشان می دهند و همان روز هم، قبر را سیمانکاری و سنگی بر گور می نهند؛ بدون آنکه حتی نماز و ترتیبات شرعی دفن میت برگزار شده باشد.

وی با تاکید بر اینکه «ابراهیم به هیچ سازمان و گروه سیاسی یا نظامی در داخل و خارج از کشور وابستگی نداشته است»، افزود: خانواده وی با رد ادعای خودکشی ابراهیم می گویند که وی در ستاد پیگیری اداره اطلاعات به قتل رسیده و به همین دلیل، خواستار نبش قبر و کالبدشکافی مجدد جسد و معاینه او توسط هیاتی از پزشکان که یکی از پزشکان معتمد آنان باشد، شده اند.

«اسماعیل لطف اللهی» برادر ابراهیم هم در گفت وگویی اظهار داشت که ابراهیم در واقع بخاطر چند برگ اعلامیه که متعلق به وی - یعنی اسماعیل – بوده، دستگیر شده است.

+ نوشته شده توسط در Sat 16 Feb 2008 و ساعت 11:22 |

avatar
به ياد احمد کایا
2007 11 29 - 11:11

به مناسبت سالگرد قتل احمد كايا

احمد کایا (به ترکی: Ahmet Kaya)، (ترانه سرا/خواننده/آهنگساز/نوازنده) در سال 1957 در شهر مالاتیای کشور ترکیه به دنیا آمد. در یک خانواده کردتبار شش نفره. پدر او کارگر کارخانه نساجی بود. بعد از چند سال خانواده با رویای یک زندگی بهتر به استانبول می کوچند و در محله فقیر نشین کوجامصطفاپاشا ساکن می شوند. کایا در همان کودکی علاقه وافری به باقلاما نشان می داد و در ضمن طبع شاعری هم داشت.از اولین اشعار او درسن 5 سالگی که در مدح برادر بزرگتر خود یاشار سروده بود این است:

فولکسی خواهم خرید نامش را یاشار خواهم گذاشت

روزی پدر در روز تولدش باقلامایی برای او تهیه کرد که پول آن را با چند روز اضافه کاری بدست آورده بود. کایا در سن 9 سالگی اولین برنامه رسمی تکنوازی باقلامای خود را در روز جهانی کارگر اجرا کرد. پدرش با کوچ به استانبول چندان به هدفش نرسید و شغلی نازل تر مثل شستشوی ماشینهای نمایشگاه نصیبش شد . احمد هنگام بازگشت از دبستان پدر را در حال حمالی برای ترک زبانها می دید و با خود می گفت وقتی بزرگ شدم یک نمایشگاه می خرم تا پدرم ارباب خود باشد. اما این رویایی بیش نبود و پدر با مرگش آنها را با کوله باری از درد و تنهایی رها کرد.

کایا در سن 14 سالگی تحت تاثیر جو سیاسی آن زمان ترکیه که ناشی از دو کودتای پی در پی به نام کونان اورن اولین اشعار رسمی خود را سرود. همزمان شغلهایی از قبیل رانندگی کامیون ، فروشندگی و ...را تجربه می کند. در سال 1985 تصمیم به انتشار آلبومی از کارهایش را می گیرد و راهی خیابان اون کاپی (محله هنری استانبول) می شود.به خاطر اینکه موسیقی او در قالب هیچ کدام از سبکهای موجود در ترکیه قرار نمی گیرد بلکه بیشتر به موسیقی ایرانی شبیه بود ، کسی حاضر به سرمایه گذاری نمی شود.در آخر با کمک تعدادی از دوستان خودش آلبوم نخست خود را با نام گریه نکن کوچولو را ضبط و منتشر می کند. این آلبوم به سرعت از طرف دولت توقیف و جمع آوری می شود.اعتراضهای مکرر کایا نتیجه می دهد و کار به جراید کشیده می شود و دادگاه رای لغو توقیف آلبوم را صادر می کند.استقبال فوق العاده از این آلبوم ، کایا را در راهی که انتخاب کرده مصمم تر می کند. از آن تاریخ به بعد کایا به عنوان صدای مردم پایین دست جامعه و کردهای لگدمال شده کشور ترکیه در می آید. آواز خوانی را به عنوان سلاحی برای مبارزه با نا عدالتیهای اجتماعی و کردستیزی حاکم بر سرزمینش برمی گزیند و بارها دستگیری وحبس وتوقیف آلبومها و لغو کنسرتهایش را تحمل می کند. کنسرتهایی که گهگاه مجوز اجرایشان را دریافت می کند در سرتاسر کشور با استقبال بسیار بالایی مواجه می شود. او همواره پا برهنه بر صحنه کنسرتهایش ظاهر می شود و انگشتانش را به نشانی پیروزی بالا می گیرد. سبکهای مختلفی را در موسیقی تجربه می کند.از موسیقی محلی وسنتی گرفته تا رپ و راک که البته در همه آنها موفق بود.

به غیر از ترانه های خودش از سروده های شاعران و ترانه سرایان معتبر و ترک زبان مانند ناظم حکمت، اورهان ولی، احمدعارف، انور گوکجه، حسن حسینی گیل، نواز چلیک، آتیلا ایلهان، اولکو تامیر، یوسف هایال اوغلو، جان یوجل، علی چینار، اورهان اکوتان و همسر وفادارش گلتن هایال اوغلو هم استفاده می کند.

آلبومهایش در ردیف پرفروشترین آلبومهای سال قرار می گیرد. سرانجام آلبوم چهاردهم وی با نام (ترانه ام برای کوهها) رکورد فروش را در سال 1994 می شکند و با 1.5 میلیون کاست فروش ، پرفروشترین کاست قرن می شود.

هر ترانه ای که اجرا می کند به یک حادثه بدل می شود و از دادگاهها برایش اقامه دعوا می شود.به قول خودش نشانی دوم او اداره امنیت و ملی ترکیه است. با وجود این فشارها بیش از 16 آلبوم به نامهای:

عصیان میکنم،نام کد بختیار،دچار درد سر شدم،ترانه صبح،دیوار عشق،دموکرات خسته،زمانی می رسد، ترانه ام برای کوهها،دست نزن آتیش می گیری،رو در روی دوست و دشمن و مرا دریاب و ...

رامنتشر می کند و برای بسیاری از خوانندگان ترک ترانه و آهنگ می سازد.حکومت ترکیه رفته رفته مجبور می شود مزاحمی به نام احمد کایا را بپذیرد و ترانه های گزنده و ظلم ستیز او را تحمل کند.با حضور در هر برنامه تلویزیونی آمار تماشاگران آن برنامه به شکل حیرت آوری بالا می رود و مصاحبه اش با هر روزنامه فروش آن روزنامه را تضمین می کند. با استفاده از حروف اول نام خود و همسرش شرکت تولید آلبومی را با نام (جی.ای.کی) راه اندازی می کند و درهای آن را رو به آثار متعهد و با کیفیت هنرمندان تازه کار باز می گذارد.در سرتاسر جهان اقدام به برگزاری کنسرت می کند و همواره برآرمان اولیه خود تاکید دارد.در این سالها چندین جایزه از فستیوالهای مختلف داخلی و خارجی دریافت می کند.

ahmad-kaya.jpg

فاجعه مراسم اهدا جوایز برترینهای سال 1998 ترکیه
.احمد کایا در سال 1998 در آلبوم هفدهمش با نام مقابله دوست و دشمن ، ترانه ای با نام (giderim) یا می روم اجرا کرد که در ترکیه غوغایی به راه انداخت. به همین دلیل درمراسم اهدا جوایز برترین های ترکیه در سال 1998 از احمد کایا برای دریافت جایزه بهترین آهنگ سال دعوت به عمل آمد.

مراسم به روال عادی پیش می رفت که نوبت به احمد کایا رسید.احمد بعد از در یافت جایزه این جملات را در سالن فریاد می زند:

من یک ترانه کردی (کاروان) در آلبوم جدیدم خوانده ام،برای اینکه خواننده ای هستم با ریشه کردی! شک ندارم کمپانی های موسیقی فراوانی در ترکیه مایل به پخش این آلبوم من هستند!ترکیه مشکلی با نام کردستان دارد و من هیچ وقت از بازگو کردن این مشکل برای کسانی که منکر حقیقتند ، خسته نمی شوم.

این جملات آغاز جنجالی بزرگ می شود.بعد از کایا، نوبت سردار ارتاج بود.او برای دریافت پروانه طلایی بهترین خواننده حضور داشت.سردار بعد از گرفتن جایزه به بالای جایگاهی برای اجرای موسیقی رفته و اشعاری با مضمون مدح و ستایش کمال آتا تورک خواند و کاملا مشخص بود که این اشعار را در جواب جملات کایا خوانده است.بعد از این اشعار شروع به خواندن مارش نظامی دولت ترکیه می کند.

وبا این کار جو سالن را کاملا علیه کایا می شوراند. نا گهان عده ای از هنرمندان حاضر در سالن با فریاد زدن کلمات خائن برو گمشو به سمت کایا یورش بردند.کایا در آنجا بسیار تنها بود.تنها یارانش در آن واقعه همسرش و آزادی بودند. دسیسه به وضوح چهره خود را نشان می داد. سرا نجام پلیس کایا را برای حفظ جانش به بیرون برد. و کایا با چشمان گریان و چهره ای در هم شکسته با یک تاکسی به خانه برگشت.

فردای آن واقعه روزنامه ها تیتر های مختلفی علیه کایا تنظیم کردند.روزنامه حریت با تیتر (vay serefsiz) وای بر تو بی شرف و این عادلانه نبود، نقش مهمی در مسموم شدن افکار نسبت به احمد کایا داشت.

داد گاه امنیت ملی ترکیه جهت رسیدگی به اتهامات احمد کایا چه در آن شب و جه در سالهای قبل از آن کایا را در ساعت 4 صبح زیر باران شدید بازداشت کردند.وکلای کایا بعد ار چند ساعت او را با قید وسیقه آزاد کردند قرار شد احمد کایا در 30 آوریل 1999 در دادگاه امنیت حاضر شده و به اتهامات وی رسیدگی شود. چیزی که واضح به نظر می رسد این است که آن واقعه دسیسه ای بیش نبود و دادگاه امنیت فقط به دنبال بهانه ای برای محاکمه کایا می گشت.

موارد اتهام کایا از این قرار است:

برگزاری کنسرتی در برلین آلمان در سال 1993 با مضمون حمایت از حزب پ.ک.ک!!!

خواندن ترانه ای کردی!!!!!

بالا بردن دستها و نشان دادن علامت پیروزی در اکثر کنسرتها!!!! و....


احمد کایا و دادگاه امنیت ملی ترکیه (D.G.M)
احمد کایادر طول زندگی بارها از سوی دادگاه امنیت ملی جلب و بازداشت می شود.این اتفاق به قدری با زندگی وی درآمیخته شده بود که در مصاحبه ای گفت: (آدرس دوم من اداره امنیت ملی ترکیه است) 30آوریل موعد دادگاه بود.جلسه دادگاه به طور مستقیم در سرتاسر ترکیه پخش شد و مردم دفاعیه طولانی اورا می شنوند.او این بار نمی خواند اما کلماتش به امواج اقیانوس می مانند که گاه آرامند و گاه اوج میگیرند و صخره ها را درهم می کو بند.همه شاهد صلابت سخنان او هستند.بخشهایی از دفاعیه او چنین است:


من برلبه چاقو ایستاده ام!کسی که برای مردمش می جنگد.این دفاعیه را به خاطر بسپارید...از سال 1985 یک موسیقیدان حرفه ای بوده ام.ازدواج کرده ام و دو دختر 17و12 ساله دارم.صدها ترانه تصنیف کرده ام و برای بسیاری از آهنگهای خوانندگان دیگر ترانه نوشته ام.هفده آلبوم منتشر کرده ام که میلیونها عدد از آنها تکثیر و به فروش رفته است.کنسرتهای زیادی در سرتاسر جهان(آلمان-فرانسه-بلژیک-کوبا و ....)اجرا کرده ام و بارها به عنوان خواننده سال از طرف دستگاههای مختلف انتخاب شده ام. چهل و دو ساله و ساکن ترکیه ام.به ترکی اندیشیده ام ، به ترکی ترانه نوشته ام ، به ترکی خوانده ام.من یک موسیقیدانم و یک شهروند جهان که خود را متعلق به هیچ قسمت جغرافیایی نمی داند و احساساتش نوع بشر را مخاطب قرار می دهد ، نه گروه و قبیله ای خاص را.قلبم آنقدر بزرگ است که پذیرای خوبی های تمام زبانها فرهنگها و باورها و ترانه های جهان باشد. به من اتهامی زده شده است که زندگی مرا دگرگون کرده است.اتهام خیانت . مرا یک آدم تفرقه انداز ، یک غلام حلقه به گوش و بی ادب و بی عقل و دیوانه ویک دلقک لودهخطاب کرده اند.این صفات را دسته جات سرشناسی به من نسبت داده اند.نگرش و کلام یک انسان که اساس تمام این اتهامات است در هیچ کشور متمدن و قانونمندی جنایت و اتهام به حساب نمی آید. من در آلبوم جدیدم ترانه ای کردی خوانده ام به این دلیل ساده که یک کردم.ویدئویی هماز آن تهیه کرده ام.اعتقاد دارم مردمانی در میان ما هستند که دل پخش کردن آن را از شبکه هایشان داشته باشند.اگر چنین نکنند باید در کرد بودن و انسان بودنشان شک کرد . آیا اشخاصی که با خائن و تفرقه پراکن و دشمن دانستن من ، احساسات منفی علاقه مندانم را تحریک می کنند و باعث جدایی طبقاتی و نژادی می شوند در اقلیت نیستند؟آن میلیون ها نفری که به حرفهای من گوش می دهند جزو مردم نیستند؟ من در آن سالن «محل اهدا جوایز»از شنیدن جمله خائن برو بیرون به خشم آمدم چون این جمله را ار دهان افرادی شنیدم که تا کلمه کرد را می شنوند ناسزا می گویند.از همین جا به آنها می گویم که کوتاه نخواهم آمد تا آنها واقعیت وجود کرد را بپذیرند.به اعتقاد من دقیقا همین افراد بودند که عبارت برادری را لگدمال کردند و باعث به وجود آمدن شکاف در فرهنگ مشترک کشور ما شدند.بزرگترین سلاح یک خواننده ترانه اوست و من اجازه نخواهم داد ترانه هایم رااین گونه تفسیر کنند و معانی دیگری به آنها ببخشند. تصور کنید که اعلام می کردم ترانه ای به زبان ایتالیایی ، عربی یا انگلیسی خواهم خواند ، آیا باز هم چنین جنجالی به راه می افتاد؟ من همیشه ترانه اجتماعی خوانده ام و با هر چیزی که در کشورم رخ داده و دلالت بر بدی داشته مخالفت آشکار کردم. هر وقت هم که رشد و توسعه ای دیدم نظرم را در مورد آن بیان کردم.ترانه هایم نیز همین ها را در خود داشته اند. این اتهام و کیفر خواست به اعتقاد من تلاش تعدادی از کانالهای تلویزیونی برای پیدا کردن چیزی در جملاتم بوده تا با آن سریال تلویزیونی بسازند.اگر من در تمام کنسرتهای چند هزار نفری ام چیزی گفته بودم که باعث ایجاد تفرقه در بین مردم میشد ، می توانستم قبول کنم که این اتهامات حقیقت دارند...ولی چنین نیست.وقتی ضبط ویدئویی اجرای آن شب به وسیله یک ذهن روشن و منصف بررسی وتحلیل شود می بینیم که توطئه ای علیه من شکل گرفته. فکرش را بکنید که خواننده ای در هر کجای جهان اعلام می کرد که از این به بعد بلوز یا جاز خواهد خواند آیا از این جمله برداشت میشد که او مردم را تحریک کرده است؟موسیقی یک زبان جهانی است و هیچ ترانه ای نمی تواند مردم جهان را جدا و دشته بندی کند.اگر آنانی که در آن شب به من حمله کردند یک لحظه به وجدانشان رجوع کنند و دست از تقسیم کردن انسانها به ما و آنها بردارند ، جامعه سالم تری خواهیم داشت. من به عنوان یک مرد 42 ساله با دو بچه که تنها از طریق موسیقی امرار معاش می کند در کارم حرفه ای هستم و مالیات هم پرداخت می کنم.درامد سالیانه ام از طریق یک آلبوم وبرگذاری چند کنسرت تا مین می شود و درامد دیگری ندارم.من مسئولیت زیادی نسبت به آینده فرزندانم دارم و هیچ وقت اجازه نمی دهم که کسی به حرفه من توهین کند.تا به حال حتی یک پنی هم برای حمایت از هیچ سازمانی پرداخت نکرده ام«منظور پ.ک.ک است»و تمام اتهامات این گونه را رد می کنم. هنرمندان در همه جای دنیا یک زبا ن و یک سبک اجرای خاص دارند کهاز طریق آن احساسات خودشان را بیان می کنند.من این خاطر که اشتیاق مخاطبینم را در کنسرتها نشانه موفقیتم می دانستم با علامت پیروزی به آنان خوش آمد می گفتم.این علامت مشخصه من شده که لابد در تمام شوهای تلویزیونی ام هم آن را دیده اید. تازه این علامت یک خوش آمد تکراری و قالبی است که در سراسر جهان توسط سیاست مداران ، هنرمندان و قهرمانان ورزشی به کار می رود.این علامتv که در ابتدای کلمه victoria به معنای پیروزی است و نباید در آن پی معنای دیگری بگردند. در بخشی از ترانه «دچار درد سر شدم» گفته بودم:«یه کمیسر تو بارونیش/داره میاد سراغ من/با گوله های قانونیش»در کنسرتم «آن را این گونه خواندم:«ترکیه باز با جمهوریش/داره میاد سراغ من/با گوله های قانونیش» . فکر نمی کردم چنین تغییر کوچکی جرم به حساب بیاید چون همه کمیسرها واقعا از گلوله استفاده می کنند حتی پلیسهای جمهوری ترکیه!!! در بخش دیگری از این ترانه گفته بودم: «آدمکشی با ریش چرک مشغول گشت رو سینمه» و در اجرای زنده به جای آدمکش ، کلمه کمیسر را جایگزین کردم.چون واقعا هر دوی آنها «آدمکش» و «کمیسر» می توانند ریش چرک داشته باشند...تازه کل این سطر یک شوخی ونیش طنزآلودی بیش نیست.سالها پیش در ترانه ای از من عبارت «شاهزاده مسخره »آمده بود...وقتی می خواستم آن را در آلبومی اجرا کنم به اشکال برخوردم وتنها وقتی که آن را به «شاهزاده ژولیده» تغییر دادم ، مجوز اجرا دریافت کرد!!!به عقیده من نویسندگان قانون ترکیه هم باید پاسخ گوی نکات طنز آمیز موجود در نوشته هایشان باشند!مردم ما باید بفهمند که چقدر از جهان امروز به دور هستند تا دیگر نگران تجزیه کشور آن هم به وسیله یک ترانه کردی نباشند. چنین نگاهی به هنر باید از بین برود.به یک هنرمند باید فضای تنفس داد.هر سیستم قانونی که بر اساس وجدان بنا شده باشد نمی تواند یک موسیقی دان را که سالها مخالفت خود را با تجزیه کشور اعلام کرده است متهم کند. من آنچه که دیگران زمزمه می کنند را فریاد می زنم.ما در این کشور زندگی می کنیم و اگر حقایق را بفهمیم زندگی و کشور بهتر و پیشرفته تری خواهیم داشت. به نظر می رسد که من هم باید از این به بعد در تغییر دادن ترانه هایم محتاط تر باشم و در واقع دیگر اجازه چنین تغییرات کوچکی را هم نخواهم داشت.ولی آیا شما انتظار دارید من تحت این شرایط احساس آزادی کنم؟!

این دادگاه با تشکیل خود دلایل و منطق و قضاوت عادلانه را نادیده گرفته و تمام قوانین جهانی را نقض کرده است.««من هم ترک می کنم کشوری را که در آن مرا تفرقه انداز و خائن خطاب کرده اند آن هم بر اساس قضاوت در مورد آثاری که در کنسرتهای سالها پیشم اجرا کرده ام...»»

بعد از پایان دفاعیه دادگاه در سکوت فرو می رود و بعد از 5 دقیقه تنفس ممنوع الخروج بودن کایا لغو وادامه دادرسی به 16 ژوئن همان سال موکول میگردد


مرگ مشکوک در غربت:

ehmed_kaya-1.jpg

احمد کایا چند روز بعداز دادگاه برای برپا کردن تور کنسرتهایش در اروپا به فرانسه سفر می کند و تا موعد جلسه بعدی دادگاه به ترکیه برنمی گردد.دادگاه امنیت ملی ترکیه او را به صورت غیابی به تحمل 10 سال زندان محکوم می کند غافل از اینکه این هنرمند بزرگ هرگز به سرزمینی که به آن عشق می ورزید باز نخواهد گشت.

در 16 نوامبر 1999جسد احمد کایا را در اتاق هتلی در پاریس پیدا می کنند. علت مرگ او ایست قلبی اعلام می شود . اما عاشقان آزادی و صلح و خیل دموکراتهای مسکوت شده جهان علت مرگ او را می دانند. پیکرش را در گورستان معروف پرلاشز دفن می کنند.کیلومترها دورتر از مردمی که عمر خود را به آفرینشگری برای آنها گذرانده است .
+ نوشته شده توسط در Tue 4 Dec 2007 و ساعت 16:32 |
صادرات رژیم ایران : انصار و القاعده‌ بر علیه‌ PJAK ، به‌ توپ بستن کوههای مرزی و انتقال ویروس ایدز به‌ جنوب کردستان ...
2007 11 16 - 12:43

روژهلات نیوز:

بنا به‌ گزارشات رسیده‌ از پیرانشهر، رژیم ایران مدتیست که‌ در مناطق مرزی از جمله‌ روستای " قبر حسین " و چند مکان دیگر اقدام به‌ ایجاد پایگاههای جدید نموده‌ و تعدادی از نیروهای اسلامی رادیکال از جمله‌ نیروهای انصارالسلام را به‌ این مناطق آورده‌ است تا بر ضد گریلاهای آزخادیخواه حزب حیات آزاد کردستان PJAK به‌ مقابله‌ برخیزند.

همچنین رژیم که‌ در طی سالهای گذشته‌ تا کنون مدام به‌ کار استخدام پاسداران و بسیجیان جدید بوده‌ است، در طی ماههای گذشته‌ در حدود 2500 نیروی جدید پاسدار و بسیجی را در استان ارومیه‌ به‌ استخدام خود در آورده‌ و حقوق ماهیانه‌ بسیجیان را نیز افزایش داده‌ است، به‌ طوریکه‌ تعدادی از بسیجیان فعال تا سقف بیش از 650.000 تومان در ماه به‌ علاوه‌ خواروبار دریافت میدارند.

رژیم صدها تن از نیروهای پاسدار و جاسوسان خود و خاینین مسلح محلی معروف به‌ جاشها را در مناطق مرزی اسکان داده‌ و آنان را برای مقابله‌ در برابر گریلاهای کرد به‌ این مکانها آورده‌ است.

gerila-silah-ruberu.jpg

گفتینیست که‌ تعدادی از نیروهای رادیکال اسلامی " انصارالسلام " نیز که‌ وابسته‌ به‌ رژیم ایرانند و در جنوب کردستان ( کردستان عراق ) و شهرهای عراق اقدام به‌ بمب گذاری و تخریبات و ایجاد ناامنی مینمایند، همکنون به‌ این مناطق آورده‌ شده‌اند و به‌ همراه جاشهای محلی و پاسداران رژیم در پیرانشهر و شهرهای دریگر مرزی از قبیل " سردشت " و " مریوان " و ...غیره‌ حضور یافته‌اند.

در طی مدتی گذشته‌ نیز خبری مبنی بر اینکه‌ گویا تعدادی از نیروهای انصارالسلام که‌ خواسته‌اند از منطقه‌ مریوان به‌ سوی کوهستانهای قندیل رفته‌ و در آنجا پایگاههای نظامی برای آشوب در کردستان عراق ایجاد نمایند، توسط گریلاهای PJAK به‌ کمین افتاده‌ و تعدادی از نیروهای انصارالسلام کشته‌ و بقیه‌ فرار کرده‌اند. گفته‌ شده‌ است که‌ دو تن از کشته‌ شده‌گان از فرمانده‌هان نیروی رادیکال اسلامی بوده‌اند که‌ یکی از آنان " بیاره‌ای " نام داشته‌ و از مسئولین شاخه‌ی کردستانی این سازمان بوده‌ است.
در عینحال شاهیدین و منابع خبری این رویداد گفته‌اند که‌ گویا نیروهای ایرانی نیز نیروهای اسلامی مذکور را همراهی میکرده‌اند و ظاهرآ آنان قصد درگیری با گریلاها را داشته‌اند که‌ خود غافلگیر گردیده‌اند. اما PJAK تا کنون در این مورد هیچگونه‌ اطلاعیه‌ای صادرنکرده‌ است...

روزنامه‌ی " هاوولاتی " چاپ کردستان عراق نیز درطی خبری از مدارکی صحبت به‌ میان آورده‌ است که‌ بر اساس این مدارک نیروهای ایران با همکاری جاشها و پاسداران خود، تعدادی از نیروهای رادیکال اسلامی انصار را جهت مقابله‌ با گریلاهای PJAK به‌ پیرانشهر آورده‌ و به‌ آنان مکانهای ویژه‌ای را نیز اختصاص داده‌اند. این روزنامه‌ معتقد است که‌ روستای میلیتاره‌ شده‌ " قبر حسین " که‌ مرکز توپخانه‌ تهاجمی ایران در آنجا قرار دارد و چند مکان دیگر نیز در اختیار این نیروها قرار داده‌ خواهد شد...

gerila-portre.jpg

آغاز مجدد تهاجمات توپخانه‌ای ایران:

در عین حال چند روزی است که‌ رژیم ایران یکبار دیگر مناطقی از مرز پیرانشهر- حاجی عمران را در مرز خود با کردستان عراق مورد حمله‌های مجدد توپخانه‌ای و کاتیوشاهای خود قرار داده‌ است . هلیکوپترهای رژیم نیز از فاصله‌های دور بر بالای کوهستانها در گردش بوده‌ و در صدد مقابله‌ با گریلاهای آزادیخواه کرد PJAK بر آمده‌اند. اما تا کنون هیچ گونه‌ خبری از تلفات احتمالی دریافت نشده‌ است.
شاهیدین معتقدند که‌ این تهاجمات در راستای همکاریهای مشترک ایران و ترکیه‌ برعلیه‌ جنبش کردهای آزادیخواه میباشد. همچنین ایران در صدد است که‌ کوهستانهای مذکور از گریلاها خالی گردیده‌ و به‌ جای آنها نیروهای رادیکال اسلامی خود را برای کارها و اهداف تروریستی اش در کردستان عراق و کشور عراق اسکان دهد...

انتقال ویروس ایدز از سوی رژیم ایران به‌ جنوب کردستان :

از سوی دیگر مسئولین بهداشت شهر سلیمانیه‌ در تاریخ 06.11.2007 در طی نامه‌ای به‌ شماره‌ 11115 اعلام داشته‌اند که‌ رژیم ایران از طریق صادرات پزشکی خود به‌ خاک کردستان عراق در صدد پخش ویروس ایدز در این بخش از کردستان بوده‌ است.

بنا به‌ گزارشات دکتر " هردی ظاهر عثمان " از مسئولین اداره‌ی بهداشت شهر سلیمانیه‌ اعلام کرده‌ است که‌ در طی ماههای گذشته‌ رژیم ایران ازتعداد زیادی از آمپولهای آنسولین خود را به‌ کردستان عراق صادر کرده‌ است که‌ این آنسولینها پس از آزمایشهای انجام گرفته‌ از سوی وزارت بهداشت کردستان عراق، وزارت بهداشت کشور عراق و تعدادی نیز در مصر، معلوم شده‌ است که‌ به‌ ویروس ایدز مبتلا میباشند.

شایان ذکر است که‌ دولت فدرال کردستان عراق به‌ دلیل داشتن روابط اقتصادی و سیاسی با رژیم ایران تا کنون هیچ گونه‌ اعتراضی به‌ این امر از خود نشان نداده‌ است. این در حالیست که‌ چند ماه پیش سایت ما روژهلات اینفو در بخش اخبار کردی خود در مورد صادرات کودهای مخرب کشاورزی و همچنین ویروس ایدز از طریق آمپول به‌ کردستان عراق از سوی ایران هشدارهای لازمه‌ را داده‌ بود که‌ متاسفانه‌ مورد بی توجهی مسئولین کردستان عراق قرار گرفته‌ بود...
+ نوشته شده توسط در Tue 4 Dec 2007 و ساعت 16:30 |